سبحانسبحان، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 18 روز سن داره

روزهای مادرانه من

احساست میکنم ...

  سلام عزیزدردونه مامان و بابا   خوبی مامانم ؟ ... میدونی هنوز تکونهات رو حس نمیکنم  ینی راستش چون جفتم قدامیه شاید حتی دیرتر از مامانای دیگه تکونهات رو حس کنم ...   مگر اینکه شما هم همون اندازه ای که من دوست دارم دوسم داشته باشی و زودتر خودی نشون بدی و به مامان فرصت بدی لذت بخش ترین ضربه های دنیا رو تجربه کنه .......   اما مامانی اینکه هستی ، اینکه یه موجود از خون من تو وجود من داره شکل میگیره و بزرگ میشه رو خیلی زود احساس کردم ، خیلی زود ... و این روزها بیشتر و بهتر خود نمایی میکنی فرشته کوچولو   از اون نبض روی شکمم قبلا برات نوشته بودم ، همون اولا ... یادته که ؟ ه...
11 فروردين 1393

هفته هفدهم مادرانه های من ...

  اینم از هستی و دار و ندار ما تو هفته هفدهم     هفته هفدهم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ وزن كودك شما حدود 155 گرم و اندازه او حدود 12.7 سانتي متر است؛ تقريبا به اندازه يك پياز بزرگ. او مي تواند مفصلهاي خود را تكان دهد و اسكلت او كه تاكنون به صورت غضروف نرم بود آرام آرام به استخوان تبديل مي شود. حس شنوايي او در حال رشد است. بند ناف او كه شاهراه حيات وي براي اتصال به جفت است هر روز محكمتر و ضخيم تر مي شود.           ایشاالله صحیح و سالم و به موقع بیای بغلم عزیزکم ...       ...
6 فروردين 1393

ســــــــــــــــال نــــــــــــــــــــــو مبــــــــــــــــــــارک ...

        بوی جان می آید اینک از نفس های  بهار دستهای پر گل اند این شاخه ها ، بهر نثار با پیام دلکش " نوروزتان پیروز باد  " با سرود تازه " هر روزتان نوروز باد " شهر سرشار است از لبخند ، از گل ، از امید تا جهان باقی ست این آئین جهان افروز باد ...     سلام عزیزکم ، خوبی ؟ ... عیدت مبارک فرشته ی من   اول از همه ازت معذرت میخوام که دیر دارم وبلاگت رو آپ میکنم ، میخواستم همون روز اول عید این کار رو بکنم اما واقعا نشد ، یعنی نرسیدم .... عوضش الان با دست پر اومدم و کلی چیز برای گفتن دارم عسلکم ...             ...
6 فروردين 1393

هفته شانزدهم مادرانه های من ...

  شادی و طراوت زندگیِ ما ، تو هفته ی 16 ...   هفته شانزدهم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ با طولي به اندازه 11 سانتي متر و وزني حدود 110 گرم كودك شما به اندازه يك گلابي بزرگ شده است! با اين حال در سه هفته آينده او به سرعت رشد خواهد كرد؛ وزن او دو برابر شده و چند سانتي متر به طول او اضافه خواهد شد. اكنون اعضاي قسمت پاييني بدن او بيشتر رشد كرده اند. سر او صافتر قرار گرفته است و چشمهاي او در جلوي صورتش جاي دارند. گوشهاي او هم در نزديكي محل نهايي شان قرار دارند. برخي از اندامهاي بدن او كه كامل تر هستند (از جمله سيستم گردش خون و مجاري ادراري) مشغول فعاليت مي باشند. قلب او روزانه در حدود 25 ليتر خون را پمپ مي كند و كل خون...
29 اسفند 1392

برای تو ...

          سلام عزیز دردونه ی خونه ما ... میدونی امروز چه روزیه ؟ ... امروز پنج شنبه 29 اسفندِ و آخرین ساعات از آخرین روز سال 1392 ... ننه سرما داره بار و بندیلش رو جمع میکنه میره و به جاش عمو نوروز میاد و با خودش بغل بغل طراوت و شادی و سبزی میاره .... عزیزکم عید تو راهه ... نوروز پشت دره و بهار همین حوالی ... از دیروز بارونای وقت و بی وقت و کوتاه با اون همه سرو صدا و اون همه سرزندگی و شادابی خبر از رسیدن بهار میدن ... خبر از رسیدن نوروز و روزی نو ... اومدم تا قبل از تحویل شدن سال نو بهت بگم امسال بهترین عید زندگی من و باباست ...           امسال خدا ب...
29 اسفند 1392

هفته پانزدهم مادرانه های من ...

  ایشون فسقلی ِ ما هستن تو هفته ی 15    هفته پانزدهم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ اكنون طول بدن كودك شما از فرق سر تا پا حدود 10 سانتي متر، و وزن او در حدود 80 گرم است. كودك شما اكنون عمليات دم و بازدم را با مايع آمنيوتيك (به جاي هوا) انجام مي دهد كه به رشد كيسه هاي هوا در ريه هاي او كمك مي كند. اكنون اندازه پاهاي او بزرگتر از دستهاي او شده است، و مي تواند همه مفصلها و اعضايش را حركت دهد. اين بدان معني است كه دستهاي او بهتر كار مي كنند. غده هاي عرقي به تدريج ظاهر مي شوند و با اينكه پلك چشمهاي او بسته است، چشمانش مي توانند نور را احساس كنند. اگر شما يك نور شديد را به طرف شكم خود بتابانيد، احتمالا كودك شما روي خ...
20 اسفند 1392

تولد مامان ...

  سلام فسقلی ِ دوست داشتنی  قبلا گفته بودم میخوایم به بابا و مامان ِ بابا (که همچنان معلوم نیست قراره چی صداشون کنی!) روز تولدم بگیم که یه نی نی ِ ناز تو راه داریم و دارن نوه دار میشن ... چهارشنبه 14/12/92 عصر حرکت کردیم سمت تهران ... یه جعبه شیرینی گرفتیم و یه برگه که مامان با فوتوشاپ آماده اش کرده بود و بابا هم پرینت گرفته بود رو هم گذاشتیم داخل جعبه و رفتیم اونجا ...       این همون برگه ایِ که گذاشتیم داخل جعبه روی شیرینی ها :   (پیشنهاد میکنم فعلا بابا بزرگ و مامان بزرگ صداشون بزنیم تا بعد ... آخه برای نوشتن خیلی سختم میشه مامان  ... موافقی دیگه،نه؟     قربون نی ...
18 اسفند 1392

سومین ویزیت بارداری ...

  سلام سلام قند و عسل   اول اینکه ببخشید که گاهی تنبلی میکنم تو آپ کردن وبلاگت ، دست خودم نیست مامان ، گاهی حالم خوب نیست و واقعا نمیتونم ... شما خودت که اون تو تشریف داری بهتر در جریان اتفاقات داخلی ای که حال مامان رو بد میکنه هستی !   سه شنبه 7 اسفند رفتم برای دومین ویزیت بارداری ... خانوم دکتر سونو و آزمایشم رو دید و خدا رو شکر گفت همه چی خوبه  عدد ریسکم هم 1:10000 بود و low risk ... خدا روشکر   فقط ...بازم وزن کم کردم به خانوم دکتر گفتم خودم حس میکنم اوضاعم بهتره پس چرا بازم وزن کم میکنم آخه ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! خانوم دکتر گفتن اوضاع نی نی خوبه ، نگران نباش ...  این وزن کم کردن تو ماه ...
11 اسفند 1392

هفته چهاردهم مادرانه های من ...

سلام نیم وجبی ِ مامان     این شمایی تو چهاردهمین هفته از هفته هایی که شادی رو به زندگیمون آوردی ...    هفته چهاردهم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند ؟ اندازه کودک شما از سر تا پا در حدود 8.9 سانتی متر و تقریبا به اندازه یک لیمو است و حدود 60 گرم وزن دارد. بدن او سریعتر از سر او رشد می کند و سر او اکنون بر روی یک گردن خوش ترکیب تر قرار گرفته است! در آخر این هفته، دستهای او درازتر شده اند و اندازه آنها با کل بدن او متناسب است. با این حال پاهای او باید کمی بزرگتر شوند تا با بقیه اندامهای او متناسب شوند. همچنین به تدریج پوششی از موهای کرک مانند و بسیار نرم (که لانوگو یا کرک جنینی نامیده شده و نازک، بی ...
11 اسفند 1392