احساست میکنم ...
سلام عزیزدردونه مامان و بابا خوبی مامانم ؟ ... میدونی هنوز تکونهات رو حس نمیکنم ینی راستش چون جفتم قدامیه شاید حتی دیرتر از مامانای دیگه تکونهات رو حس کنم ... مگر اینکه شما هم همون اندازه ای که من دوست دارم دوسم داشته باشی و زودتر خودی نشون بدی و به مامان فرصت بدی لذت بخش ترین ضربه های دنیا رو تجربه کنه ....... اما مامانی اینکه هستی ، اینکه یه موجود از خون من تو وجود من داره شکل میگیره و بزرگ میشه رو خیلی زود احساس کردم ، خیلی زود ... و این روزها بیشتر و بهتر خود نمایی میکنی فرشته کوچولو از اون نبض روی شکمم قبلا برات نوشته بودم ، همون اولا ... یادته که ؟ ه...


